ویتامین C برای مراقبت صورت و بدن هر دو مؤثر است. این بخش مورد شکیبی نیست. مشکل زمانی آغاز میشود که برندها فرض میکنند چون ترش یکسان است، منطق محصول نیز باید یکسان باشد.
پوست صورت و پوست بدن به شیوههای متفاوتی رفتار میکنند. آنها به شیوههای متفاوتی استفاده میشوند، ارزیابی میشوند و به دلایل متفاوتی دوباره خریداری میشوند. وقتی محصولات ویتامین C این تفاوتها را نادیده میگیرند، خط محصول سختتر قابل درک و سختتر قابل فروش میشود. اما وقتی این تفاوتها در ساختار محصول لحاظ شوند، سیستم تقریباً بلافاصله روشنتر میشود.
اینجا جایی است که بسیاری از محصولات ویتامین ث یا موفقیت میآیند یا به آرامی متوقف میشوند.
وقتی این تفاوتها در یک سیستم ساختاریافته مراقبت پوست با ویتامین ث گنجانده شوند، کل مجموعه محصولات راحتتر قابل درک و فروش خواهد بود.
محصولات ویتامین ث صورت معمولاً بخشی از روال روزانه هستند و اغلب یک یا دو بار در روز استفاده میشوند.
مصرفکنندگان انتظار دقت، راحتی و نتایجی را دارند که بتوانند آنها را در آینه مشاهده کنند.
محصولات ویتامین ث بدن بهصورت گستردهتر و روی سطوح بزرگتری استفاده میشوند. قضاوت درباره آنها کمتر بر اساس تغییر فوری و بیشتر بر اساس حس پوست در طول زمان انجام میشود.
به تجربه من، نادیده گرفتن فرکانس مصرف منجر به انتظارات نادرست میشود. محصولات ممکن است فرمول خوبی داشته باشند، اما برای نحوه واقعی استفاده مردم "نامناسب" به نظر میرسند. تنها همین احساس میتواند خرید مجدد را متوقف کند.
مراقبت از صورت به دقت ارزیابی میشود. مصرفکنندگان به دنبال بهبود محسوس رنگ پوست، بافت نرم و سازگاری با مراحل دیگر روال خود هستند.
مراقبت از بدن به شیوهای متفاوت ارزیابی میشود. هیدراتاسیون، راحتی و روشن شدن تدریجی بیش از دقت اهمیت دارند. پوشش و درک ارزش نیز نقش بسیار بزرگتری ایفا میکنند.
دیدهام که این موضوع زمانی شکست میخورد که برندها ادعاهای مربوط به صورت را مستقیماً روی محصولات بدن کپی میکنند. وعده نتایج سریع و چشمگیر برای مراقبت از بدن، انتظاراتی را ایجاد میکند که ضروری نیستند و اغلب تحقق نمییابند.
جداکردن واضح اصطکاک را کاهش داده و رضایت را افزایش میدهد، حتی زمانی که ترکیب یکسان باشد.
بافت فقط مربوط به سلیقه نیست. این موضوع به مردم میآموزد که چگونه از محصول استفاده کنند.
محصولات ویتامین C صورت معمولاً در فرمتهای سبکتر و سریعالجذب که به راحتی با مراحل دیگر لایهبندی میشوند، عملکرد بهتری دارند. سرمها، لوسیونهای سبک و امولسیونها به طور طبیعی در روال روزانه جای میگیرند.
محصولات ویتامین C بدن از بافتهای پخشپذیر و راحتی بهره میبرند که زمان ماساژ طولانیتر و سطح بیشتری برای استفاده را ممکن میسازند.
در اینجا چیزی که واقعاً جواب داده است: استفاده از بافت به عنوان راهنمای ساکت. هنگامی که بافت به طور شهودی با نحوه استفاده تطابق دارد، نیاز به آموزش کمتر میشود و روالها به صورت طبیعیتر شکل میگیرند.
فرمولهای صورت بر پایداری و تحمل پوست تمرکز دارند. مواد پشتیبانیکننده اغلب به منظور افزایش راحتی و حفظ ثبات در طولانیمدت استفاده روزانه انتخاب میشوند.
فرمولهای بدن زمانی کارآمدتر هستند که ویتامین C با مرطوبکنندهها و اجزای آرامبخش ترکیب شود که شرایط کلی پوست را در طول زمان بهبود میبخشند. هدف، شدت نیست، بلکه ثبات است.
این تفاوت به برندها کمک میکند تا خط تولید خود را گسترش دهند بدون اینکه مصرفکنندگان سردرگم شوند. ویتامین C همچنان نخ اصلی است، اما نحوه اجرا به وضوح نشان میدهد که هر محصول کجا و چگونه باید استفاده شود.
یک خط محکم و ساختاریافته ویتامین C صورت معمولاً شامل نقطه ورود مشخص و پیشرفت منطقی است.
محصولات مصرف روزانه بر حفظ وضعیت و بهبود قابل مشاهده تن رنگ پوست تمرکز دارند. فرمولهای هدفمندتر امکان مراقبت عمیقتر را فراهم میکنند بدون آنکه جایگزین مراحل اساسی شوند. هر محصول نقش مشخصی دارد، بنابراین یکدیگر را تکمیل میکنند نه اینکه با هم رقابت کنند.
وقتی این منطق به وضوح درک شود، مصرفکنندگان احساس فشار نمیکنند که مجبور به انتخاب باشند. آنها درک میکنند که چگونه محصولات با هم ترکیب میشوند، که این امر اعتماد و استفاده مجدد را افزایش میدهد.
مراقبت از بدن با ریتمی متفاوت انجام میشود.
محصولات به گونهای طراحی شدهاند که برای استفاده مکرر، حجم بزرگتر و چرخه مصرف طولانیتر مناسب باشند. روشنکنندگی به تدریج اتفاق میافتد و با هیدراتاسیون و راحتی پوست پشتیبانی میشود نه با ادعاهای تهاجمی.
این زیرسیستم زمانی بهترین عملکرد را دارد که انتظارات به درستی شکلگیری کرده باشند. به جای تعقیب نتایج فوری، بر بهبود تدریجی و کاربردپذیری روزمره تمرکز میکند.
هنگامی که سیستمهای صورت و بدن به وضوح از هم جدا شده اما از نظر بصری و مفهومی به هم متصل باشند، کل پرتفولیو کامل به نظر میرسد نه قطعهقطعه.
مجموعهها نقش مهمی در سیستمهای ساختاریافته ویتامین ث بازی میکنند.
آنها منطق صورت و بدن را ادغام نمیکنند. بلکه آنها را از طریق روالها به هم متصل میکنند. روال صبحگاهی مراقبت صورت همراه با یک مرحله روزانه مراقبت بدن معقول است. ترکیبهای فصلی یا مبتنی بر آبوهوایی نیز هنگامی که به درستی موقعیتدهی شوند، طبیعی به نظر میرسند.
از دیدگاه تجاری، مجموعهها تصمیمگیری را سادهسازی کرده و میانگین ارزش سفارش را افزایش میدهند. از دیدگاه کاربر، آنها عدم قطعیت را حذف میکنند.
در اینجا طراحی سیستم ارزش خود را نشان میدهد. محصولات نیازی به ادعاهای پرجنبوجوش ندارند. ساختار خود توضیحدهنده است.
چندین اشتباه به طور مکرر در بازارهای مختلف دیده میشود.
یکی این است که ویتامین C را به عنوان یک راهحل جهانی در نظر میگیرند و منطق استفاده را تطبیق نمیدهند. دیگری گسترش طیف محصولات (SKU) بدون تعیین نقشهای مشخص است. محصولات افزایش مییابند، اما وضوح از بین میرود.
من دیدهام که وقتی همه چیز به عنوان «چندمنظوره» معرفی شود، این رویکرد شکست میخورد. به جای انعطافپذیری، سبب تردید میشود.
مشکل دیگری که اغلب دیده میشود، عدم ارائه راهنمایی درباره ترتیب استفاده است. وقتی مصرفکنندگان نمیدانند که محصولات چگونه با هم ترکیب میشوند، اغلب فقط یک خرید انجام داده و متوقف میشوند.
این مشکلات ناشی از شکست فرمولبندی نیستند. بلکه ناشی از شکست در ساختار هستند.
ساختن یک سیستم محصولات ویتامین C اضافه کردن محصولات بیشتر نیست. بلکه طراحی نحوه کار کردن محصولات با یکدیگر است.
ویتامین C نیازی ندارد که برای عملکرد بهتر دوباره اختراع شود. نیاز به سازماندهی هوشمندانهتر دارد.
مراقبت از صورت و بدن نیازمند منطقهای متفاوت، انتظارات متفاوت و ریتمهای متفاوتی است. وقتی این تفاوتها رعایت شوند، ویتامین C استفادهآسانتر، توضیحدادنآسانتر و فروشآسانتری خواهد داشت.
پرتفولیوهای قویترین ویتامین C لزوماً بزرگترین نیستند. بلکه کسانی هستند که شفافترند. و شفافیت چیزی است که یک ماده آشنا را به سیستمی تبدیل میکند که واقعاً رشد میکند.
اخبار داغ